هرگز کسی را به انچه قسمتش نیست....!!!!
عادت مده...!!!
کاری کن اگرزمانی؛جایی چیزی را شکستم .....!!!
دل نباشد...!!!
دستانم خالی و دلم غرق آرزوهاست ؛
یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی
خالی کن....!!!
آرامشی عطافرما تابپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم..!!
شهامتی که تغییر دهم ؛انچه راکه نمیتوانم...!!!
و دانشی که تفاوت این دو را بدانم...!!!
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و
تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد
چه بگویم که چنان ازتو فرو ریخته ام
من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم 
اگراز تو یادی نکنم تک وتنها به خدا میشکنم

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت
رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...
جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ،
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي
چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده
وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داده زل بزني
وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي
چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديدش هيچ چيزي به جز سلام نتوني بگي.....
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک
اما مجبور باشي بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري...
شیشه می شکند و زندگی می گذرد.نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است 
چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت....
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند
و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.
پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.....
باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.
از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی....

بلكه گذاشتن سدي در برابر روديست كه از چشمانت جاري است.
بلكه پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.
بلكه نداشتن شانه هاي محكمي است كه بتواني به آن تكيه كني
و از غم زندگي برايش اشك بريزي.
بلكه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است كه مجبوري آخرش
را با جدايي به سرانجام برساني....
كاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت![]()
كاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت![]()
ازعزیزانی که به کلبه ی تنهاترازسکوت مراجعه میکنند
خواهشمندم برای عزیزی که ازدست دادم فاتحه ای بخوانید![]()
![]()
باتشکر از همه دوستانم....![]()
![]()
چه قدر سخته توی چشمای کسی که تموم عشقت را ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز
کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوستش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه ی وجودت له شده
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی
جزء سلام نتونی بهش بگی
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه دوستش داری
چه قدر سخته گل باغ آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی هزار بار تو خودت بشکنی
و آخر آروم زیر لب بگی:
در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پايت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن
تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرو.....
نگذار دوباره تنها شوم....
نرو....
روزي تو را محاکمه مي کنند ![]()
به حبس ابد محکوم ميشوي ![]()
جرمت مشخص نيست شواهد زيادي هم از جنايت وجود ندارد ![]()
فقط اثر انگشتت را روي قلبي يافته اند
عشق یعنی من می روم تو بمان
عشق یعنی آن روز وصال
عشق یعنی بوسه ها در طوله سال
عشق یعنی پای معشوق سوختن
عشق یعنی چشم را به در دوختن
عشق یعنی جان می دهم در راه تو
عشق یعنی دستانه من دستانه تو
عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو
عشق یعنی می برم تا اوج تورو
عشق یعنی حرف من در نیمه شب
عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب
عشق یعنی انقباظو انبصاط
عشق یعنی درده من درده کتاب
عشق یعنی زندگیم وصله به توست
عشق یعنی قلب من در دست توست
عشق یعنی عشقه من زیبای من
برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده .![]()
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.![]()
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن .
برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر ![]()
برای عشق وصال کن ولی فرار نکن .
برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن ![]()
برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش .
فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني 
فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .
از خود محبت پرسيدم محبت چیست گفت:
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره 
دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و
از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره .
بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و
از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي .
ديگه دوست دارم واست رنگي نداره ..
و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني
كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ......
اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه ![]()

شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟
خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... 
دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه
نتونه به هيچكي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه
نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... 
تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه
اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه
اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه...
مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟!
بهش محل هم نداده تا رفته گريه كنه زود تر از اون
بساط گريه اش رو پهن كرده تا كم نياره ...
خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه
اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله...
خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟!
خيلي سخته ادم احساس كنه خدا انو
خيلي سخته ندوني وقتي داري با خدا درددل مي كني
داره به حرفات گوش مي ده يا ...
پرده ي گناهات انقدر ضخيم شده كه صدات
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو![]()
به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری تو![]()
من این دنیا را برای دو چیز میخواهم![]()
دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ،
دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ،
دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ،

بر لوح شيشه اي قلبت بنويس:
به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست....
و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست....
يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني
برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...
گفتم اگه بارون نيامد چي؟
گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...
گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست
حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره
تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندی .......
سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:
در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه كردم ![]()
در بي كسيم براي تو كه همه كسم بودي گريه كردم![]()
در حال خنديدن بودم كه به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه كردم![]()
در حين دويدن در كوچه هاي زندگي بودم ![]()
كه ناگاه به ياد لحظه هايي كه بودي و اكنون نيستي ![]()
ولي اكنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي ![]()
كه به خاطرت اشك هايم را قرباني كردم![]()
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود،
ازش پرسیدچرا دوستم داری؟
واسه چی عاشقمی؟
دلیلشو نمیدونم ...
اما واقعا"دوست دارم
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني...
پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
باشه.. باشه!!!
میگم... چون تو خوشگلی،
صدات گرم و خواستنیه،
همیشه بهم اهمیت میدی،
دوست داشتنی هستی،
با ملاحظه هستی،
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد
و به حالت كما رفت
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت
عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم
اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی،
پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی
پس منم نمیتونم عاشقت باشم
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان،
پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه!معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم
سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه،
اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"![]()
عشق چیست؟
سه ثانیه نگاه، سه دقیقه خنده، سه ساعت از خود بی خودی،
سه روز آشنایی، سه هفته وفاداری، سه ماه بی قراری ،
سه سال انتظار و سی سال پشیمانی؟!!
واقعا چند روز عاشقی ارزش رنجهای طولانی بعدش رو داره؟
این عشقی که آدم رو اینقدر پاک نگه می داره
مگه نباید کاملا دو طرفه باشه؟
چقدر احتمال این وجود داره که هر دو طرف
به یک اندازه به همدیگه عشق بورزن؟
به نظر شما این جمله که خیلی ها بهش اعتقاد دارن که
"سرنوشت اصولا نمیذاره دوتا عاشق واقعی بهم برسن" درسته؟
اما در نهایت این شعر حافظ آدموبدجور به اندیشیدن وا میداره که:
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
گفتم ای خواجه ی عاقل هنری بهتر از این![]()
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند
و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند،
با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند
تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري
همديگر را نمي بينند.
چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف
ويليام شکسپير بر مي خورند:
« عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت،
مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و
يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند،
با خواندن يک جمله معـــروف از هم جدا مي شو
عشق مرگ نيست زندگي است.
سخت نيست عين سادگي است.
عشق عاشقانه هاي باد وگندم است .
اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است.
زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟
خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي
مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟
اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي
اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات
شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي
اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند
علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

نمیدانم زندگی چیست؟؟
اگر زندگی شکستن سکوت است
سالهاست که من سکوت را شکسته ام
اگر زندگی خروش جویبار است
سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام
اما این نکته را فراموش نمی کنم
که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت
چگونه اشک بریزم
اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم![]()
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است
ولي يادش رفته بود که به من مي گفت
تو زندگي من هستي
روزي از روزها از او پرسيدم
به چه اندازه مرا دوست داري گفت
به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم
ديدم که هوا باراني بود
و خورشيدي در اسمان معلوم نبود
شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري
گفت به اندازه ستاره هاي اسمان
نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود
وستاره اي در اسمان نبود
خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم
ولي حيف تمام اشکهايم را براي
خيلي سخته که بغض داشته باشي ،
اما نخواي کسي بفهمه ...
خيلي سخته که عزيزترين کست
ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت
رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...
خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ،
جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ،
بعد بفهمي دوست نداره ...
خيلي سخته که همه چيزت
رو به خاطر يه نفر از دست بدي ،
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان
خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربود
پيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟
يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بود
جلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم
واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه
که چندساله پيش دله منو شکسته بود ![]()

هر روزتان نوروز،
نوروزتان پیروز،
نوروزتان امروز،
امروزتان دیروز،
دیروزتان پیروز،
پیروزتان هر روز،
سرگرم شدی امروز!![]()
![]()

چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی؟...
یک سال از عمرت گذشت،
ولی باز تو همونی که بودی...
فرشته دوست داشتنی بهارمبارک!![]()
![]()
ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی
برای شما مسدود می باشد .
لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک![]()
![]()
![]()
دروغ و خيانت رو هك كن![]()
از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن
با صداقت و وفا و معرفت چت كن![]()
از زيباترين خاطره زندگي وب بگير![]()
تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار![]()
و بگو عاشق عشق هستي![]()
و عاشق عشق باشين![]()
در مسنجر قلبت عشق رو اد كن ![]()
وبه احساسات زيبايي پي ام بده![]()
غم رو ديلت كن![]()
و واژه بدي رو رينيم كن![]()
شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه
را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که
نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ!
هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد
پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق يعنی همين!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور.
اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت
استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:
به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم.
ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.
زنی مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد .
زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟
پسر گفت : برتو عاشق شده ام .
زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است
و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو .
پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد
و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟
زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ،
پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت![]()

يه روز آقا الاغه به خانم الاغه گفت : بیا همدیگر را دوست
داشته باشیم خانم الاغه نرم و نازک عرعر کرد
و یک جفت جفتک جانانه به پهلوی آقا الاغه زد.
آقا الاغه خوشنود شد . دُمش را تکان داد
و یک لگد محکم و چکشی به پشت خانم الاغه زد.
آن گاه هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهمیدند
چه عشق خرکی به هم دارند و همدیگر را دوست دارند،
اما چند وقت بعد با ناراحتی از هم جدا شدند.
چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت.
آنها هرگز خاطره آن جفتک و لگد را فراموش نکردن![]()
![]()
خيلي وقته تو نختم. بدجور وسوسه ام ميكني. آه !!!
بالاخره به دام ميندازمت. دلم ميخواد بهت حمله كنم و پرتت كنم
تو تخت خواب. ميدونم كه توان مقاومت در مقابلم رو نداري.
تا بهت دست بزنم سست ميشي و خودت رو در اختيارم قرار ميدي.
اونوقت بلايي سرت ميارم كه آه و ناله ت به هوا بلند شه.
تمام تنت خيس عرق شه و به نفس نفس بيفتي.
از حالا ميتونم مجسم كنم كه بدنت از حرارت گر گرفته ميلرزي
و ملافه رو چنگ ميندازي....
صبح روز بعد روي تمام بدنت اثر بوسه هاي داغم به جا مونده.
واي اگه دستم بهت برسه.......
دوستدارت آبله مرغون![]()
![]()

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟
گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟
گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟
گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد.
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود.
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟
گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد
از خود عشق پرسیدم عشق چیست گفت فقط یک نگاه

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم
اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم
اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم
اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم
اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم
اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم
اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم
اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم
اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید
اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم
اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم
اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم....
نمي بخشمت ....
بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي ....
بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي ....
نمي بخشمت ....
بخاطر دلي که برايم شکستي .... ..
بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي .....
نمي بخشمت ....
بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي .....
بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي ....
و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي...

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ یه دوستی٬
که وایسته رو به روت که توی چشمات نگات کنه و محکم بزنه
تو گوشت که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری
روی گونهت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه
ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی
که دوستت داره ببینی که دوستته. که نگاش کنی٬
همونجوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬
که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه .. که تو یه هو بلرزی٬ که بری بغلش٬
که بغلت کنه٬ همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬
توی موهات٬ که سرت رو فشار بده توی گودی شونش٬
که تو چشمات رو ببندی ٬ روی شونهش گریه کنی٬ بلرزی٬
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

سهم من از دوري تو چيزي جز
دلتنگي به اندازه درياها ،
نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و
لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .
پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا ![]()
![]()
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم
يادمان باشد ، سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
عشق يعني يك تمنا ، يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ملتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ..."پس بمان
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن

ولي قسم مي خورم دوست دارم ،
بهت نمي گم که هر چي بخواي بهت مي دم ،
چون همه چيزم تويي ،
نمي خوام خوابتو ببينم ،
چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشک شده
دنبال يه شونه گشتي که گريه کني ،
صدام کن بهت قول نمي دم که ساکتت کنم
منم پا به پات گريه مي کنم ،
اگه دنبال مجسمه سکوت مي گشي تا سرش داد بزني ،
صدام کن قول ميدم ساکت بمونم
اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالی کني ،
صدام کن ،
قلبم تنها
خرابه ي وجود توس

مینویسم با چشمانی پراز اشک اشک هایی که از جنس غربت .
می نویسم تا هرگز به کسی که چشم هایش ازجنس بی وفایی
وقلبش از جنس سنگ است دل نبندد.به پروانه ها می گویم هرسال
بهار سراغ تو رااز خورشید بگیرندو به باد خواهم گفت تا بوی پیراهنت
را بیاورد و به گل می گویم تا هم صحبتی با گل را فراموش نکند.
شاید اینشمع گمشده ای داشته باشد وشایدسوختنش در انتظار
پروانه ای است که وقتی بیایدشمع ها دیگر نخواهد سوخت......

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت...
بیچاره از این عشق سوختن آموخت...
فرق من و پروانه در این است...
پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت...























